الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )
469
الغدير ( فارسى )
دشمنان مخفى داشته بود ، برملا ساخت . - باز از يكى از قصايدى كه حروف اول و آخر ابيات آنها همانند است ، ابيات زير نقل مىشود : - من مهر و ولاى على عليه السّلام را در دل نهان داشتهام ، اما زيباتر از كتمان عشق آن است كه از آن پرده برگيرم و آن را فاش كنم . - زنان دلربايى قصد پيكار ما دارند و مىخواهند از ما دل ربايند ، اما ما با وجود محبت يگانه و عشق جاويد خود شرك نمىورزيم ، و مهر دلبر ديگر را برنمىگزينيم . - چه دلاورانى از ما كه خونهاشان در راه حفظ مودت و مهر او ريخته شده است . او در ضمن اين ابيات گويد : - كرامات سرور من ، وصى پيامبر و فرزندانش آنچنان جلوهگر است كه هيچ شككنندهاى نمىتواند آن را بپوشاند . - سخن محمد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله بر ما حجت است و آيا برتر و بالاتر از كلام پيامبر ، در شرع حجتى هست ؟ - سخن پيامبر در روز غدير كه فرمود : على مولاى هرفردى است ، براى همه بسنده و كافى است ، پس چگونه مىتوان آن را از ياد برد ؟ - و همچنانكه در قرآن كريم آمده ، جز او ولى و رهبرى بر مؤمنان نيست « 1 » ، پس از آن ، ديگرچه جاى شك و ترديد است ! - اختر فضيلت مرتضى على عليه السّلام كه تابيدن گيرد ، آفاق مجد و بزرگوارى را با پرتو خود روشنى مىبخشد . باز از اين گونه اشعار است ، ابيات زير : - مرا از ديدار خوبرويان بىارزش رها كن ، چرا كه من مرجعى دگر دارم . - جسم و جان مرا با شكنجه و هجران آزردند ، و سيلآسا اشك از ديده روان ساختم . تا آنكه مىگويد :
--> ( 1 ) . ر ك : مائدة 5 / 55 .